مذموم
🌐 محکوم
یعنی «نکوهیده، سرزنششده، ناپسند»؛ چیزی که از نظر اخلاقی، شرعی یا عرفی بد و قابل نکوهش باشد.
وجه وصفی (participle)
📌 بدنام شده
جمله سازی با مذموم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الغش في الامتحان سلوك مذموم يضر الطالب ويشوّه أخلاقه.
تقلب در امتحانات، رفتاری مذموم است که به دانشآموز آسیب میرساند و اخلاق او را لکهدار میکند.
💡 الكذب بين الزملاء أمر مذموم ويؤدي إلى فقدان الثقة.
دروغ گفتن در میان همکاران امری مذموم است و منجر به از دست رفتن اعتماد میشود.
💡 اجحد النعمة أمرٌ مذموم في كل الثقافات والأديان.
انکار نعمت در همه فرهنگها و ادیان مذموم است.
💡 اتفق الجميع على أن التكبر في العمل تصرف مذموم لا يليق بالعقلاء.
همه موافق بودند که تکبر در محل کار عملی نکوهیده و ناپسند است که شایسته افراد عاقل نیست.