مدفوعة

🌐 پرداخت شده

مؤنثِ «پرداخت‌شده» است و برای چیزی به کار می‌رود که پول آن پرداخت شده باشد؛ مثلاً «فاتورة مدفوعة» یعنی «صورت‌حساب پرداخت‌شده».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پرداخت شده

📌 رانده شده توسط

📌 با انگیزه

📌 سوخت رسانی شده توسط

📌 حق بیمه

📌 قابل پرداخت

جمله سازی با مدفوعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬سمعت خُ طوات أمي إلى‬ ‫اآلن أجد نفسي مدفوعة إلى طريق مختلف‪

صدای قدم‌های مادرم را شنیدم، و حالا می‌بینم که به مسیر متفاوتی کشیده می‌شوم.

💡 هذهِ الخدمةُ مدفوعة ولا يمكنُ استخدامها قبلَ تفعيلِ الاشتراكِ الشهريِّ.

این سرویس پولی است و قبل از فعال کردن اشتراک ماهانه قابل استفاده نیست.

💡 »‬‫ «سفرة سياحية إىل أرض األمل مدفوعة التكاليف مع مخصصات يومية‬‫تغطي كل متطلبات الفائز‪».

«یک سفر توریستی کاملاً رایگان به سرزمین امید با هزینه‌های روزانه که تمام نیازهای برنده را پوشش می‌دهد.»

💡 أرسلَ البنكُ رسالةً تُؤكدُ أنَّ الفاتورةَ مدفوعة بالكاملِ في هذا اليومِ.

بانک پیامی ارسال کرد و تأیید کرد که صورتحساب در آن روز به طور کامل پرداخت شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران