مدف

🌐 مادف

«مَدْف» واژه‌ای کم‌کاربرد و لغوی است و در برخی منابع به معنای «دفع»، «راندن»، یا چیزی مرتبط با هل‌دادن و دور کردن آمده است. بسته به متن، ممکن است به صورت کوتاه‌شده یا نادرِ یک ریشهٔ گسترده‌تر باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ام دی اف

📌 فلز

جمله سازی با مدف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وضع العامل مدف ًا صغيرًا تحت القطعة الثقيلة لتثبيتها أثناء العمل.

کارگر وزنه کوچکی را زیر قطعه سنگین قرار داد تا آن را در حین کار تثبیت کند.

💡 كان مدف الخشب مغطى بطبقة واقية تمنعه من التلف السريع.

هاون چوبی با یک لایه محافظ پوشانده شده بود که مانع از آسیب دیدن سریع آن می شد.

💡 احتاج النجار إلى مدف جديد لإصلاح الإطار المكسور في الورشة.

نجار برای تعمیر قاب شکسته در کارگاه به یک پتک جدید نیاز داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران