غدف
🌐 غدف
«غَدَف» واژهای کمتر رایج است و در برخی منابع به معنای «آویزان شدن، افتادنِ چیزی به حالت فروهشته» یا در بعضی کاربردها مربوط به پوشش و پردهافکندن آمده است. این واژه بسته به منبع لغوی و متن، ممکن است معانی دقیقتری هم داشته باشد، اما در کل با حالت آویختگی یا فرودآمدن ارتباط دارد. از واژههای کمیاب و ادبی است.
جمله سازی با غدف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلسَ الرجلُ تحتَ شجرةٍ ذاتِ غدف كثيفٍ يقيهُ حرَّ الشمسِ.
مرد زیر درختی نشست که شاخههای انبوهش او را از گرمای خورشید محافظت میکرد.
💡 لجأَ المسافرونَ إلى مكانٍ فيهِ غدف يمنحهم بعضَ الظلِّ والراحةِ.
مسافران به مکانی سایهدار پناه بردند که برایشان سرپناه و آسایش فراهم کند.
💡 كان غدف النخلِ يحرّكُهُ الهواءُ بلطفٍ في المساءِ الهادئِ.
نسیم ملایمی در آن عصر آرام، برگهای نخل را به آرامی تکان میداد.