ارتبع
🌐 چهار
این واژه معمولاً به معنای «در فصل بهار بودن» یا «بهار را گذراندن» در نظر گرفته میشود و از ریشهٔ مرتبط با «ربیع» میآید. در برخی کاربردها ممکن است معنای «به چراگاه رفتن» یا «از بهار بهره بردن» نیز تداعی شود، بسته به ساخت و بافت. این صورت در عربی رایجِ روزمره نیست و بیشتر رنگِ لغوی یا ادبی دارد.
جمله سازی با ارتبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 توقفت الحافلة قرب ارتبع السوق، ونزل الركاب بسرعة لشراء حاجياتهم.
اتوبوس نزدیک میدان بازار توقف کرد و مسافران به سرعت پیاده شدند تا مایحتاج خود را خریداری کنند.
💡 وضع الطفل كرسيه في ارتبع الغرفة حتى يرى المعلم بوضوح.
کودک صندلی خود را در یک چهارم اتاق قرار داد تا بتواند معلم را به وضوح ببیند.
💡 جلس الرجل في ارتبع الساحة منتظرًا بداية الحفل المسائي.
مرد در وسط میدان نشست و منتظر شروع مهمانی عصرانه شد.