مخفر
🌐 ایستگاه
اسم (noun)
📌 ایستگاه
📌 حوزه
📌 پاسگاه
📌 پست
جمله سازی با مخفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أما الشكوى السادسة التي تتصل بثلاث هجمات مسلحة على مخفر تابع للجيش فقد جرى التحقيق فيها تحقيقا تاما.
شکایت ششم که مربوط به سه حمله مسلحانه به یک پاسگاه ارتش است، به طور کامل بررسی شد.
💡 يقع مخفر قريبًا من السوق المركزي ويعمل على مدار الساعة.
ایستگاه پلیس در نزدیکی بازار مرکزی واقع شده و 24 ساعته و 7 روز هفته فعالیت میکند.
💡 أنه ربما كان مخفر الحدود أو مركز ديني.
احتمالاً یک پاسگاه مرزی یا یک مرکز مذهبی بوده است.
💡 ذهب الرجل إلى مخفر الشرطة لتقديم بلاغ رسمي.
مرد برای ثبت گزارش رسمی به کلانتری رفت.
💡 تمّ إرسالي ضمن قوة المشاة إلي منطقة مخفر زيد.
من به عنوان بخشی از نیروی پیاده نظام به منطقه کلانتری زید اعزام شدم.
💡 اتصلت الشرطة بـ مخفر الحي بعد وقوع الحادث مباشرة.
پلیس بلافاصله پس از حادثه با کلانتری محل تماس گرفت.