مخططو
🌐 برنامهریزان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برنامه ریزان
📌 نقشه برداران
جمله سازی با مخططو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قام مخططو المدينة بتوضيح مراحل إعادة البناء في اجتماعهم العام الأخير.
برنامهریزان شهری در آخرین جلسه عمومی خود، مراحل بازسازی را تشریح کردند.
💡 حضر مخططو المدينة اجتماعًا لمناقشة توسعة الطرق الرئيسية.
برنامهریزان شهری در جلسهای برای بحث در مورد گسترش جادههای اصلی شرکت کردند.
💡 استعرض مخططو المشروع أحدث التعديلات على الخريطة العمرانية.
برنامهریزان پروژه آخرین اصلاحات طرح شهری را بررسی کردند.
💡 التقى مخططو النقل مع المسؤولين لتحسين انسياب الحركة المرورية.
برنامهریزان حمل و نقل برای بهبود جریان ترافیک با مقامات ملاقات کردند.
💡 ويعمل مخططو الأزمات من خلال بيانات من مصادر متنوعة وتُنتج لأغراض متنوعة.
برنامهریزان بحران با دادههایی از منابع متنوع کار میکنند که برای اهداف متنوعی تولید شدهاند.