اربج
🌐 ارباج
«اِرْبَج» واژهای کمکاربرد و نادر در عربی است و در برخی منابع لغوی به معنای آمیخته شدن، درهمریختن یا آشفتگی آمده است. بسته به سیاق، میتواند دلالت بر چیزی داشته باشد که نظم خود را از دست داده یا پیچیده و نامنظم شده است.
جمله سازی با اربج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أربجَ الخبرُ العاجلُ حساباتِ الفريقِ قبلَ بدايةِ الاجتماعِ بدقائق.
این خبر فوری، تنها چند دقیقه قبل از شروع جلسه، برنامههای تیم را به هم ریخت.
💡 حاول السائق أن يتجنب الحفرة، لكن المنعطف المفاجئ أربجَ حركةَ السيارة قليلًا.
راننده سعی کرد از چاله دوری کند، اما پیچ ناگهانی کمی حرکت خودرو را مختل کرد.
💡 في السوق، أربجَ ازدحامُ الزبائنِ ترتيبَ البائعينَ عندَ فتحِ الأبواب.
در بازار، ازدحام مشتریان، با باز شدن درها، نظم فروشندگان را به هم ریخت.