محلوب
🌐 دوشیده شده
این واژه بهصورت لغوی کمتر رایج است، اما از ریشه «حلب» به معنی دوشیدن میآید و معمولاً به چیزی که دوشیده شده، مانند شیر دوشیدهشده، اشاره دارد. در برخی کاربردها میتواند صفتی مرتبط با عمل دوشیدن باشد.
جمله سازی با محلوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يفضّل بعض الناس شرب اللبن محلوب حديثاً لأنه ألذّ وأغنى بالفائدة.
بعضی افراد ترجیح میدهند شیر تازه دوشیده شده بنوشند زیرا خوشمزهتر و مغذیتر است.
💡 وُضع الحليب محلوب في الثلاجة مباشرةً حفاظاً على جودته وطعمه الطازج.
شیر بلافاصله در یخچال قرار داده شد تا کیفیت و طعم تازه آن حفظ شود.
💡 اشترى المزارع الحليب محلوب من المزرعة قبل أن يبدأ يومه في المدينة.
کشاورز قبل از شروع روزش در شهر، شیر تازه دوشیده شده را از مزرعه خرید.