محكمه
🌐 دادگاه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دادگاه
📌 تنگ
📌 کنترل شده
📌 هوابند
📌 داور
جمله سازی با محكمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اِجلسي محكمه حتى ذلكِ الحين, حسنآ؟
تا اون موقع تو دادگاه بشین، باشه؟
💡 يختار بيئة محكمه بحيث يكون متأكد من الخصوصية.
او محیطی امن را انتخاب میکند تا بتواند از حریم خصوصی خود مطمئن باشد.
💡 لكنها تريد أن تدلى بشهادتها في محكمه مفتوحه.
اما او میخواهد شهادتش را در یک دادگاه علنی بدهد.
💡 فحاولت الهيئه التشريعيه الغاضبه التشكيك في مسألة القضاه في محكمه الاستئناف، لكنها افتقرت إلى النسبة اللازمة للتصويت وهي الثلثين.
مجلس خشمگین سعی کرد قضات دادگاه تجدیدنظر را مورد سوال قرار دهد، اما اکثریت لازم دو سوم آرا را برای رأیگیری نداشت.
💡 و تحاط حقيبة البولي إيثلين الأولي بحقيبة مماثله ثانية، وهي مختومة أيضا مما يجعلها محكمه الغلق.
کیسه پلیاتیلن اولیه توسط یک کیسه مشابه دوم احاطه شده است که آن هم آببندی شده و هوابندی شده است.