محظور
🌐 ممنوعه
صفت (adjective)
📌 ممنوع
📌 مسدود شده
📌 غیرقانونی
📌 محدود شده
📌 ممنوع شده
📌 تابو
جمله سازی با محظور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا السلوك محظور في الحرم الجامعي ويؤدي إلى اتخاذ إجراءات فورية ضد المخالفين.
این رفتار در دانشگاه ممنوع است و منجر به اقدام فوری علیه متخلفان خواهد شد.
💡 ْس وبَ ْ ص ٍق ُ وإدمان على محظور المشروبات.
ْس و ْ ْ ُ وَدْ تَحْدِ عَلَی الْمَنِذَا الْمَنِذَا.
💡 تم سحب سيارته لأنه ركن في مكان محظور للوقوف.
ماشین او به دلیل پارک کردن در منطقه پارک ممنوع، یدککشی شد.
💡 دخول المنطقة العسكرية محظور على المدنيين إلا بتصريح رسمي مسبق.
ورود به منطقه نظامی برای غیرنظامیان ممنوع است مگر با اجازه رسمی قبلی.
💡 الجمباز غير محظور على الورم الحميد البروستاتا وبعد الجراحة.
ژیمناستیک برای هیپرپلازی خوش خیم پروستات و پس از جراحی ممنوع نیست.
💡 استخدام الهاتف أثناء الامتحان محظور تمامًا وفقًا للتعليمات المعلنة قبل بدء الاختبار.
استفاده از تلفن همراه در طول امتحان طبق دستورالعمل اعلام شده قبل از شروع آزمون اکیداً ممنوع است.