محشرج
🌐 جغجغه
«محشرج» به معنای بهسختی و با گرفتگی از گلو درآمدنِ صداست؛ یعنی صدایی که صاف و روان نیست و با خشونت، تنگی نفس، یا گرفتگی همراه است. معمولاً برای توصیف صدای فردی بهکار میرود که از گریه، درد، ترس یا بیماری، صدایش در گلو میماند.
جمله سازی با محشرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان نفسُه محشرج ا بعد الجري السريع في الملعب.
نفسش بعد از دویدن سریع در زمین، بند آمده بود.
💡 خرج صوته محشرج ا من شدة البرد عندما تحدث في الصباح الباكر.
صبح زود که صحبت میکرد، صدایش از شدت سرما گرفته بود.
💡 سمعنا حديثه محشرج ا لأنه كان يعاني من التهاب في الحلق.
ما صدایش را خشدار شنیدیم چون از گلودرد رنج میبرد.