محاسبة

🌐 حسابداری

یعنی حساب‌کردن، رسیدگی به حساب‌ها، یا ارزیابی دقیق یک موضوع؛ هم در امور مالی و هم در معنای کلیِ سنجش و بررسی به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 حسابداری

📌 پاسخگویی

📌 حسابدار

جمله سازی با محاسبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دعا القاضي إلى محاسبة الظالمين حتى يشعر المظلوم بالإنصاف والعدل.

قاضی خواستار پاسخگویی ظالمان شد تا مظلومان بتوانند انصاف و عدالت را احساس کنند.

💡 ادان المجلس الحادثة بشدة، ودعا إلى محاسبة المسؤولين عنها بسرعة.

شورای شهر این حادثه را به شدت محکوم کرد و خواستار مجازات سریع عاملان آن شد.

💡 يمكن لمجلس الوزراء الظل القوي أن يساعد في محاسبة الحزب الحاكم على أفعاله.

یک کابینه سایه قوی می‌تواند به پاسخگو نگه داشتن حزب حاکم در قبال اقداماتش کمک کند.

💡 فلن تجدني أتقدم لوظائف هندسة أو محاسبة في أي وقت قريب.

به این زودی‌ها من را در حال درخواست کار برای مهندسی یا حسابداری پیدا نخواهید کرد.

💡 أدانت الحكومةُ هجوماً إرهابياً استهدف المدنيين الأبرياء وأكدت ضرورة محاسبة المسؤولين عنه.

دولت حمله تروریستی که غیرنظامیان بی‌گناه را هدف قرار داد، محکوم و بر لزوم پاسخگویی مسئولان آن تأکید کرد.

💡 عمل من خلال الكلية في شركة محاسبة عامة، وتقديم المشورة للعملاء بشأن الضرائب والمسائل المالية.

او در دوران دانشگاه، در یک شرکت حسابداری عمومی کار می‌کرد و به مشتریان در مورد مالیات و امور مالی مشاوره می‌داد.

کلمات مرتبط