مجروحة
🌐 زخمی
اسم (noun)
📌 درد کشیدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 زخمی
جمله سازی با مجروحة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصلت الطفلة مجروحة إلى المستشفى، فتم إسعافها سريعًا قبل أن تسوء حالتها.
کودک مجروح به بیمارستان رسید و قبل از اینکه حالش بدتر شود، به سرعت تحت درمان قرار گرفت.
💡 افتقرت المناقشة إلى الاحترام، مما أدى إلى مشاعر مجروحة بين المشاركين.
بحث فاقد احترام بود و منجر به جریحهدار شدن احساسات شرکتکنندگان شد.
💡 بقيت السيارة مجروحة بعد الحادث، وتطلب إصلاحًا شاملًا في الورشة.
ماشین پس از تصادف آسیب دید و نیاز به تعمیرات گسترده در کارگاه داشت.
💡 إنها مجروحة بسبب مصاب "ماريا" فحسب.
او صرفاً به خاطر آسیب ماریا آسیب دیده است.
💡 قراءة منشور شريكها السابق أشعلت من جديد مشاعر مجروحة من انفصالهما.
خواندن پست شریک سابقش، احساسات جریحهدار شده از جداییشان را دوباره شعلهور کرد.
💡 رجعت الأم مجروحة بعد سقوطها في البيت، لكنها رفضت الذهاب إلى المستشفى أولًا.
مادر پس از زمین خوردن، زخمی به خانه بازگشت، اما ابتدا از رفتن به بیمارستان خودداری کرد.