مثمرة

🌐 ثمربخش

«مثمرة» یعنی «بارور»، «ثمره‌دهنده»، «پربار» یا «میوه‌دار». این واژه مؤنثِ «مثمر» است و از ریشه «ثمر» می‌آید که به معنای میوه و نتیجه است. در فارسی هم برای درختی که میوه می‌دهد و هم به‌صورت مجازی برای کار یا تلاش سودمند و نتیجه‌بخش به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ثمربخش

📌 مولد

📌 میوه

📌 بی ثمر

📌 پاداش دهنده

📌 غیر مولد

جمله سازی با مثمرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شجرنا الأرض القريبة من البيت بأشجار مثمرة ومفيدة.

ما درختان مثمر و مفید را در زمین نزدیک خانه کاشتیم.

💡 عقدتِ المؤسسةُ اجتماعًا مثمرة خرجَ منهُ المشاركونَ بأفكارٍ جديدة.

این سازمان جلسه‌ی پرباری برگزار کرد که شرکت‌کنندگان با ایده‌های جدیدی از آن بیرون آمدند.

💡 ‬أوصف ما أشعر به‬ ‫بشجر ِة لوزا ً مثمرة وجاء أطفال الحي وقطعوها أنا أشبه‬ ‫بتقطع جذورها وأغصانها‪

من احساسم را به درخت بادام پرباری تشبیه می‌کنم که بچه‌های محله آمده‌اند و آن را بریده‌اند؛ من مثل کسی هستم که ریشه‌ها و شاخه‌هایش را قطع می‌کند.

💡 أثمرتْ جهودُ الفريقِ عن نتائجَ مثمرة في نهايةِ الشهر.

تلاش‌های این تیم در پایان ماه نتایج پرباری به همراه داشت.

💡 كانتِ الرحلةُ مثمرة لأننا تعلّمنا منها الكثيرَ عن التاريخِ المحليّ.

این سفر پربار بود زیرا ما چیزهای زیادی در مورد تاریخ محلی آموختیم.

💡 كانت النقاشات داخل الفريق مثمرة لأنها كشفت نقاط القوة والضعف في المشروع.

بحث‌های درون تیمی ثمربخش بود زیرا نقاط قوت و ضعف پروژه را آشکار کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران