متوهجة
🌐 درخشان
صفت (adjective)
📌 رشته ای
📌 درخشان
📌 آگلومره
📌 نورانی
📌 زننده
📌 پر زرق و برق
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 تابناک
جمله سازی با متوهجة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انعكس ت أضواؤها خافتة متوهجة بخفة على وجه ه وعلى ج دران غرف ة المعيش ة.
نور چراغها با انعکاسی ضعیف، به آرامی روی صورت او و دیوارهای اتاق نشیمن میتابید.
💡 كانت الشمس متوهجة فوق البحر، فانعكس ضوؤها على سطح الماء الهادئ.
خورشید با درخششی خیره کننده بر فراز دریا می تابید و نور آن بر سطح آرام آب منعکس می شد.
💡 بدت المصابيح متوهجة في الممر الطويل، فأنارت المكان كله بوضوح.
به نظر میرسید که چراغها در راهروی طولانی به شدت میدرخشیدند و تمام فضا را به وضوح روشن میکردند.
💡 رأينا في السماء نجمة متوهجة قرب القمر خلال الليل الصافي.
ما در شبی صاف، ستارهای درخشان را در آسمان، نزدیک ماه دیدیم.
💡 وظهرت بقع حمراء متوهجة على خديه وتسارع فقدان وزنه.
لکههای قرمز درخشانی روی گونههایش ظاهر شد و کاهش وزنش سرعت گرفت.
💡 أشعلت شمعة متوهجة لخلق جو دافئ في الغرفة.
من یک شمع روشن کردم تا فضای گرمی در اتاق ایجاد کنم.