متعودة

🌐 بهش عادت کرده

یعنی «عادت‌کرده، خوگرفته، مانوس شده»؛ این واژه برای مؤنث به‌کار می‌رود و نشان می‌دهد که شخص یا چیز به عملی، وضعی یا محیطی عادت کرده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کور بینی

جمله سازی با متعودة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هي متعودة على الاستيقاظ مبكرًا منذ سنوات طويلة بسبب عملها الصباحي.

او سال‌هاست که به خاطر شغل صبحگاهی‌اش به زود بیدار شدن عادت کرده است.

💡 بعد شهور من العمل مع التوابل، أصبحت متعودة على روائحها القوية.

بعد از ماه‌ها کار با ادویه‌ها، به بوی تندشان عادت کرده بودم.

💡 العائلة متعودة على تناول العشاء معًا كل مساء في وقت ثابت.

خانواده عادت دارند هر شب سر یک ساعت مشخص دور هم شام بخورند.

💡 لم تلاحظ الدخان لأنها أصبحت متعودة عليه.

او متوجه دود نشد چون به آن عادت کرده بود.

💡 صديقتي متعودة على كتابة الملاحظات في دفتر صغير أثناء المحاضرات.

دوستم عادت دارد موقع سخنرانی‌ها در یک دفترچه کوچک یادداشت بردارد.

💡 كانت متعودة على الرائحة لدرجة أنها فاجأت ضيوفها.

او آنقدر به بو عادت کرده بود که مهمانانش را متعجب کرده بود.

کلمات مرتبط