معتادة

🌐 معمول

«معتادة» مؤنثِ «معتاد» است و به کسی یا چیزی گفته می‌شود که به انجام کاری یا بودن در وضعی خاص خو گرفته و به آن عادت کرده باشد. این واژه در فارسی معمولاً به معنای «عادت‌کرده»، «خوگرفته» یا «مانوس» به کار می‌رود و می‌تواند برای انسان، رفتار یا حتی شرایطی که تکراری و آشنا شده‌اند، استفاده شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استفاده شده

📌 عادت کرده

📌 معمول

📌 منظم

📌 استاندارد

📌 رایج

جمله سازی با معتادة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استدعى المدير السالح عندما لاحظ حركة غير معتادة قرب المخزن.

مدیر وقتی متوجه حرکت غیرعادی در نزدیکی انبار شد، نگهبان مسلح را صدا زد.

💡 ‫األزياء الربيعية هذا العام تكون بألوان غير معتادة‪

مدهای بهاری امسال رنگ‌های غیرمعمولی دارند.

💡 تشير بعض التقارير إلى ظواهر مناخية غير معتادة أثرت في الزراعة خلال الأشهر الأخيرة.

برخی گزارش‌ها حاکی از پدیده‌های غیرمعمول آب و هوایی است که در ماه‌های اخیر بر کشاورزی تأثیر گذاشته است.

💡 أصبحت معتادة على قراءة الأخبار صباحًا أثناء شرب القهوة في المطبخ.

من عادت کرده‌ام که صبح‌ها هنگام نوشیدن قهوه در آشپزخانه، اخبار را بخوانم.

💡 بدأت الطفلة تذهب إلى المدرسة على معتادة دون خوف.

کودک طبق معمول و بدون ترس به مدرسه رفت.

💡 في النص المعروض، ظهرت عبارة الذكريات رف بطريقة غير معتادة داخل السياق الفني.

در متن ارائه شده، عبارت «قفسه خاطرات» به شکلی غیرمعمول در بافت هنری ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران