متطابق

🌐 یکسان

یعنی «هم‌خوان، منطبق، مطابق با هم»؛ برای چیزی به‌کار می‌رود که با چیز دیگری از نظر شکل، معنا، اندازه یا ویژگی‌ها هماهنگ و یکسان باشد، مانند دو نسخهٔ متطابق از یک سند یا دو نظر متطابق.

صفت (adjective)

📌 یکسان

📌 منطبق

📌 تطبیق

📌 سازگار

📌 متجانس

📌 همان

جمله سازی با متطابق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يجب أن تكون البيانات متطابق ة مع السجلات الرسمية قبل اعتماد التقرير.

داده‌ها باید قبل از تأیید گزارش، با سوابق رسمی مطابقت داشته باشند.

💡 وجد الباحثان أن النتائج متطابق ة مع الفرضية التي وضعاها في البداية.

محققان دریافتند که نتایج با فرضیه‌ای که در ابتدا تدوین کرده بودند، مطابقت دارد.

💡 كان اللونان متطابق ين تمامًا، حتى إن الزبائن ظنوا أنهما من نفس المصنع.

این دو رنگ آنقدر یکسان بودند که مشتریان فکر می‌کردند از یک کارخانه هستند.

💡 في الواقع، يبدو أنّ السائل متطابق مع الطاقة المظلمة.

در واقع، به نظر می‌رسد این مایع با انرژی تاریک یکسان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران