متاججة
🌐 داغ
به معنای شعلهور، برافروخته، یا بسیار زبانهکشیده است؛ معمولاً برای آتش، احساسات، اختلاف، یا هر چیزی که شدت و التهاب گرفته باشد بهکار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بالا بدوید
📌 غرش کردن
📌 سفید داغ
جمله سازی با متاججة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدت النار متاججة في المدفأة طوال الليل بسبب اشتداد البرد.
به دلیل سرمای شدید، به نظر میرسید آتش شومینه تمام شب شعلهور بوده است.
💡 كانت الأضواء متاججة في المهرجان حتى أشرقت الشمس.
چراغها در جشن تا طلوع خورشید روشن بودند.
💡 ظهرت السماء متاججة بالألوان عند غروب الشمس فوق البحر.
آسمان با رنگهای درخشان، همزمان با غروب خورشید بر فراز دریا، نمایان شد.