لينا
🌐 لنا
اسم (noun)
📌 لنا
جمله سازی با لينا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نأجر لينا مكرفون وننادي الناس هنا في المسيد ونعمل لينا شوية يافطات :ندين ونشجب.
ما یک میکروفون اجاره کردیم و مردم را در مسجد صدا زدیم و چند بنر درست کردیم: ما محکوم و تقبیح میکنیم.
💡 أخبرتني لينا بأنها ستسافر مع أسرتها في نهاية الأسبوع إلى البحر.
لنا به من گفت که آخر هفته با خانوادهاش به دریا سفر خواهد کرد.
💡 فكان سهالً لينا ً بسيطا ً من طينة األشخاص الذين إذا رأيتهم شعرت بنقائهم الصادر من أعينهم
او مهربان، ساده و بیتکلف بود، مثل کسانی که وقتی آنها را میدیدی، پاکی را از چشمانشان حس میکردی.
💡 ساعدت لينا زميلتها في ترتيب الكتب بعد انتهاء النشاط الجماعي.
لنا بعد از پایان فعالیت گروهی به همکارش در مرتب کردن کتابها کمک کرد.
💡 وكمان جيبوا لينا من ناسكم القُصار ديل شوية بنديهم ا لجنسية
و همچنین تعدادی از افراد کوتاه قد خود را به ما بیاورید، ما به آنها شهروندی میدهیم.
💡 ما فضل لينا شئ في البلد دي غير شبابنا ياهم األمل في المستقبل
ما در این کشور جز جوانانمان چیزی نداریم؛ آنها امید آینده هستند.
💡 التور الفضل لينا للمحراث حنضطر نبيعه السن ة دي عشان نشتري القمح
گاو نری که برای شخم زدن مال ما بود، امسال باید آن را بفروشیم تا گندم بخریم.
💡 جاءت لينا إلى المدرسة باكرًا لتراجع الدروس قبل بدء الحصة الأولى.
لنا زودتر از موعد به مدرسه آمد تا قبل از شروع کلاس اول، درسها را مرور کند.