للف

🌐 برای

این شکل به‌تنهایی معنای کاملی نمی‌دهد، اما اگر «لِلفّ» منظور باشد، یعنی «برای پیچیدن / پیچش»؛ «لفّ» در عربی یعنی پیچاندن یا پیچیدن.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیچیدن

📌 پیچاندن

📌 بانداژ کردن

📌 غلتیدن

جمله سازی با للف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتاج العامل لِلْف القطعة المعدنية حول الأنبوب بدقة شديدة.

کارگر باید قطعه فلزی را خیلی دقیق دور لوله می‌پیچید.

💡 الورق المخصص للسندويشات رائع للف الأطعمة التي قد تلتصق بسهولة.

کاغذ ساندویچ برای بسته‌بندی غذاهایی که ممکن است به راحتی بچسبند عالی است.

💡 تُستخدم أوراق الغالانغا الصغير أحيانًا للف الأطعمة أثناء الطهي.

برگ‌های گیاه جوان گالانگال گاهی اوقات برای پیچیدن غذا در حین پخت و پز استفاده می‌شوند.

💡 ‬أيه ا المتس ابق اآلس يوي‬ ‫واألفريقي للف وز باقام ة في أوروبا‪

کدام رقیب آسیایی و آفریقایی مجوز اقامت در اروپا را کسب خواهد کرد؟

💡 كانت الحركة لِلْف الحبل ضرورية لتثبيته قبل رفع الحمولة.

حرکت پیچاندن طناب برای محکم کردن آن قبل از بلند کردن بار ضروری بود.

💡 استخدم النجار أداة لِلْف الأسلاك بطريقة آمنة وسريعة.

نجار از ابزاری برای پیچیدن سیم‌ها به روشی ایمن و سریع استفاده کرد.

کلمات مرتبط