للسلطان

🌐 برای سلطان

«للسلطان» یعنی «برای سلطان» یا «برای فرمانروا». «سلطان» در عربی به معنی پادشاه، فرمانروا، حاکم یا کسی است که قدرت و اختیار دارد. در برخی کاربردها، «سلطان» می‌تواند به قدرت، نفوذ یا دلیل قوی نیز اشاره داشته باشد، اما معنی اصلی آن حاکم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به سلطان

📌 حاکم

جمله سازی با للسلطان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أبي قام بتسليمي للسلطان ليبُرهن على ولائه.

پدرم برای اثبات وفاداری‌اش مرا به سلطان سپرد.

💡 دخلَ الوفدُ للسلطان في القصر لتقديم التهنئة الرسمية.

هیئت نمایندگی برای عرض تبریک رسمی وارد کاخ سلطان شدند.

💡 أرسلَ الكاتبُ رسالةَ احترامٍ للسلطان بعد صدور القرار الجديد.

نویسنده پس از صدور تصمیم جدید، نامه‌ای حاکی از احترام برای سلطان فرستاد.

💡 كانت الهدايا تُقدَّم للسلطان في المناسبات الكبرى احتفاءً بزيارته.

در مناسبت‌های مهم، هدایایی به سلطان تقدیم می‌شد تا دیدار او را جشن بگیرند.

💡 يجد الرفض الاناركي للسلطان تطبيقاتٍ في الابستسمولوجيا و النظرية الفلسفية و الادبية.

رد اقتدار توسط آنارشیست‌ها، در معرفت‌شناسی، نظریه فلسفی و ادبیات کاربرد دارد.

💡 أرسل بعض من هذه الأموال بمثابة جزية للسلطان العثماني.

مقداری از این پول به عنوان خراج برای سلطان عثمانی فرستاده می شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران