لقی

🌐 او ملاقات کرد

این واژه هم از ریشهٔ «لِقاء / لَقِيَ» است و به معنی «دیدار، ملاقات، روبه‌رو شدن» می‌آید. بسته به جمله می‌تواند اسم باشد (مثل «لقاء» به معنای دیدار) یا به صورت ریشه / بن‌مایهٔ فعل فهمیده شود.

فعل (verb)

📌 ملاقات

جمله سازی با لقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عند نهاية المؤتمر، لقی الباحثُ زميله القديم وتبادلا الآراء حول آخر الدراسات العلمية.

در پایان کنفرانس، محقق با همکار قدیمی خود ملاقات کرد و آنها در مورد آخرین مطالعات علمی به تبادل نظر پرداختند.

💡 بعد السفر الطويل، لقی صديقه في المطار، وتعانقا بحرارةٍ أمام المسافرين العائدين.

پس از سفر طولانی، او در فرودگاه به استقبال دوستش رفت و آنها در مقابل مسافرانی که در حال بازگشت بودند، یکدیگر را به گرمی در آغوش گرفتند.

💡 في المساء، لقی الجارَ عند الباب، فسأله عن صحته وأهله قبل أن يدخل بيته.

عصر، او همسایه را دم در ملاقات کرد و قبل از ورود به خانه‌اش، از او درباره سلامتی و خانواده‌اش پرسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران