لٰقيه

🌐 او را ملاقات کرد.

این صورت با اعراب یا نگارش خاص، باز هم به همان خانوادهٔ «لقي» مربوط است و غالباً به معنی «ملاقات‌کننده / ملاقات‌شده» یا «چیزی که با آن روبه‌رو شده» فهمیده می‌شود. در عمل، بسته به متن ممکن است همان «لقيه» باشد، یعنی «او را دید» یا «با او ملاقات کرد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دریافت کرده است

جمله سازی با لٰقيه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسط الزحام، لٰقيه صوتُ المؤذنِ في قلبه راحةً جعلته يهدأ ويغضّ بصره.

در میان جمعیت، صدای موذن به قلبش آرامش بخشید و باعث شد آرام شود و نگاهش را پایین بیندازد.

💡 في نهاية الرحلة، لٰقيه صديقه القديم عند الباب، فتذكرا أيام الدراسة والضحك في السكن.

در پایان سفر، دوست قدیمی‌اش دم در به استقبالش آمد و آنها خاطرات دوران مدرسه و خنده‌هایشان در خوابگاه را مرور کردند.

💡 خرج الطفلُ من المدرسةِ، لٰقيه أبوهُ عند البوابة حاملاً حقيبته ومبتسمًا بفخر.

کودک از مدرسه بیرون آمد و پدرش در حالی که کیفش را در دست داشت و با افتخار لبخند می‌زد، دم در به استقبالش آمد.

کلمات مرتبط