لَعِينَ
🌐 نفرین شده
صفت (adjective)
📌 لعنتی
📌 لعنت
📌 خونین
📌 حرامزاده
📌 مادرجنده
جمله سازی با لَعِينَ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد ساعة ونصف وصلنا لعين صالح وكنت قررت ما سأفعله
یک ساعت و نیم بعد به عین صالح رسیدیم و من تصمیم گرفته بودم که چه کار کنم.
💡 هل يكون ما هو فيه حلم آخر يشاكسه به عقله الباطن سيستيقظ منه بعد لحظات على مصباح صؽير لعين فى سقؾ حجرته؟
آیا آنچه او در حال تجربه کردنش است، رویای دیگری است که ضمیر ناخودآگاهش او را به بازی گرفته است، و از آن، لحظاتی دیگر با یک لامپ کوچک و زننده روی سقف اتاقش بیدار خواهد شد؟
💡 سجنك المعزول يا ابن ألمي في تسيمر جنة لعين الصقور وأين لتأبين كل شيء من الصموت.
زندانِ دورافتادهی تو، ای پسرِ دردِ من، در زیمر بهشتی برای چشمانِ شاهینهاست، و جایی است که میتوان از سکوت، بر همه چیز سوگواری کرد.