لَعِينة
🌐 لعنت
صفت (adjective)
📌 گاییده شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 لعنت
📌 لعنتی
جمله سازی با لَعِينة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روت الجدة حكاية لعينة كان أهل القرية يتجنبونها بسبب الخوف القديم.
مادربزرگ داستانی درباره زن نفرینشدهای تعریف کرد که اهالی روستا به دلیل ترسی قدیمی از او دوری میکردند.
💡 ألغوص بالكتابة على ورقة لعينة تعبر عن واقعي املهين تنتهي أسطري لتبدأ غفوتي من جديد ترسم ذلك الحلم.
غرق در نوشتن روی تکه کاغذی میشوم که واقعیت تحقیرآمیز مرا بیان میکند. خطوطم تمام میشوند و خوابم از نو آغاز میشود، و آن رویا را ترسیم میکنم.
💡 وصف بعض الناس الفكرة بأنها لعينة لأنها سببت جدالًا واسعًا بين الحاضرين.
برخی افراد این ایده را نفرینشده توصیف کردند زیرا باعث بحث گستردهای بین حاضران شد.
💡 واجهت الشركة أزمة لعينة بعد انقطاع النظام الإلكتروني في وقت العمل.
این شرکت پس از قطع شدن سیستم الکترونیکی در ساعات کاری، با بحران مواجه شد.