لعبا

🌐 بازی کردن

این شکل معمولاً می‌تواند یکی از حالت‌های صرفیِ واژه «لعب» باشد و در معنای کلی «بازی‌کردن» یا «به‌صورت بازی» فهمیده می‌شود. در بسیاری از کاربردها، این صورت به عنوان مصدر یا حالت منصوب / مفعولی دیده می‌شود و به عمل بازی اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بازی شده

📌 اسباب‌بازی‌ها

📌 بازیگوش

جمله سازی با لعبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأ الأولاد لعبا سريعًا قبل أن تغرب الشمس.

پسرها قبل از غروب آفتاب سریع شروع به بازی کردند.

💡 استمر الأطفال لعبا وضحكًا حتى وقت متأخر من الليل.

بچه‌ها تا پاسی از شب به بازی و خنده ادامه دادند.

💡 من العدل، أعتقد أن كلا الفريقين لعبا بشكل جيد خلال المباراة.

انصافاً فکر می‌کنم هر دو تیم در طول مسابقه خوب بازی کردند.

💡 قضى الصديقان لعبا ممتعًا في ساحة المدرسة بعد الدوام.

دو دوست بعد از مدرسه در حیاط مدرسه بازی سرگرم کننده ای داشتند.

💡 المنتخبان لعبا بشكل جيد للغاية ولم نستطع مجاراتهما.

هر دو تیم خیلی خوب بازی کردند و ما نتوانستیم از پس آنها بربیاییم.

💡 لم تلاحظ لعبا ولا كتبا للأطفال ولا ملابس كافية.

او متوجه هیچ اسباب‌بازی، کتاب کودک یا لباس کافی نشد.

کلمات مرتبط