لصديقي

🌐 به دوستم.

این واژه به معنی «برای دوستِ من» یا «به دوست من» است. «صديقي» یعنی «دوستِ من» و وقتی «لـ» به آن افزوده شود، مفهوم جهت، اختصاص یا تعلق پیدا می‌کند؛ مثلاً «برای دوست من»، «نزدِ دوست من» یا «به سود دوست من» بسته به جمله.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای دوستم

📌 به دوستم.

📌 به رفیقم

📌 برای پسر من

📌 برای رفیقم

📌 برای دوست پسرم

جمله سازی با لصديقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أرسلتُ رسالةً لصديقي أطمئنُّ فيها على صحتهِ بعدَ السفرِ.

به دوستم پیام دادم که بعد از سفرش از سلامتی‌اش مطمئن شوم.

💡 رويت القصة كاملةً لصديقي بعد أن عاد من السفر في المساء.

بعد از اینکه دوستم عصر از سفر برگشت، تمام ماجرا را برای او تعریف کردم.

💡 قلتُ لصديقي اي إن النجاح يحتاج إلى صبرٍ ومثابرةٍ ومتابعةٍ مستمرة.

به دوستم گفتم که موفقیت نیاز به صبر، پشتکار و پیگیری مداوم دارد.

💡 اشتريتُ كتابًا لصديقي لأنهُ يحبُّ القراءةَ في أوقاتِ الفراغِ.

من برای دوستم کتاب خریدم چون او دوست دارد در اوقات فراغتش مطالعه کند.

💡 قلتُ لصديقي إنَّ الصدقَ أساسُ أيِّ علاقةٍ ناجحةٍ بينَ الناسِ.

به دوستم گفتم که صداقت پایه و اساس هر رابطه موفقی بین افراد است.

💡 قولت لصديقي إنَّ التأخيرَ اليومَ لن يكونَ مشكلةً إذا اتصلَ مسبقًا.

به دوستم گفتم اگر امروز از قبل تماس بگیرد، دیر کردنش مشکلی ایجاد نمی‌کند.

💡 في نهاية الشهر، ساشتري هديةً بسيطةً لصديقي الذي ساعدني كثيرًا.

آخر ماه، برای دوستم که خیلی به من کمک کرده، یک هدیه کوچک می‌خرم.

💡 قلت انا لصديقي إنني سأرافقه إلى المطار عند الفجر غدًا.

به دوستم گفتم که فردا سحر تا فرودگاه همراهی‌اش می‌کنم.

💡 قلتُ لصديقي إن عذابي الحقيقي كان في الانتظار لا في الخبر نفسه.

به دوستم گفتم که عذاب واقعی من در انتظار است، نه در خود خبر.

💡 اشتريت صملخًا صغيرًا من السوق التراثي هديةً لصديقي المهتم بالأشياء القديمة.

من یک خرت و پرت کوچک از بازار میراث به عنوان هدیه برای دوستم که به عتیقه‌جات علاقه دارد، خریدم.