لحف

🌐 پتو

این واژه می‌تواند از ریشه «لحف» باشد و در عربی به معنی «پناه دادن، پوشاندن، دربر گرفتن» یا در برخی کاربردها «لحاف» و چیز پوشاننده» مرتبط باشد. گاهی نیز به معنای «یاری و حمایت» در بافت‌های خاص فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لحاف ها

📌 پوشش

جمله سازی با لحف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في المخزنِ القديمِ كان هناك لحفٌ متآكلٌ فوقَ البضائعِ منذُ أسابيعَ.

در انبار قدیمی، هفته‌ها یک پتوی فرسوده روی کالاها بود.

💡 احتاجَ العمالُ إلى لحفٍ إضافيٍّ لحمايةِ الصناديقِ من الغبارِ والرطوبةِ.

کارگران برای محافظت از جعبه‌ها در برابر گرد و غبار و رطوبت به پتوهای اضافی نیاز داشتند.

💡 جمعوا بقايا الأقمشة في لحف من الخردة لتوفر الدفء خلال الشتاء.

آنها تکه‌های پارچه را جمع می‌کردند و لحاف می‌ساختند تا در زمستان گرم بمانند.

💡 باع الفنان لحف مزخرفة، كل منها يعرض تصميمات فريدة وأقمشة زاهية.

این هنرمند لحاف‌های تزیین‌شده‌ای می‌فروخت که هر کدام طرح‌های منحصربه‌فرد و پارچه‌های پرجنب‌وجوشی داشتند.

💡 وضعَ الراعيُ لحفًا سميكًا تحتَ الأمتعةِ كي لا تتضررَ أثناءَ النقلِ.

چوپان یک پتوی ضخیم زیر چمدان گذاشت تا هنگام حمل و نقل آسیب نبیند.

کلمات مرتبط