لبعض

🌐 برای بعضی‌ها

این واژه از «لـ» و «بعض» تشکیل شده است. «بعض» در عربی به معنای «برخی، بعضی، بخشی از چیزی» است. بنابراین «لبعض» یعنی «برای برخی» یا «به‌سوی بخشی / برای بخشی». این واژه در عبارت‌هایی مانند «بعض الناس» بسیار رایج است و برای اشاره به جزءی از یک کل به کار می‌رود.

قید (adverb)

📌 برای بعضی ها

📌 برای برخی

📌 برای یکدیگر

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 با هم

جمله سازی با لبعض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لقد باعتها احلكومة لبعض األشخاص ورشعوا‬ ‫يف استثامرها بصورة حديثة‪.

دولت آن را به عده ای فروخت و آنها شروع به سرمایه گذاری در آن به صورت مدرن کردند.

💡 أعطى المعلمُ لبعض الطلاب فرصةً إضافيةً لتصحيح الإجابة.

معلم به بعضی از دانش‌آموزان فرصت بیشتری برای تصحیح پاسخشان داد.

💡 خصصتُ لبعض الزوار أماكنَ مريحة في القاعة الكبيرة.

من در سالن بزرگ، مکان‌های راحتی را برای برخی از بازدیدکنندگان اختصاص دادم.

💡 لم يلاحظ المدير القياب المفاجئ لبعض الموظفين إلا بعد بدء الاجتماع.

مدیر تنها پس از شروع جلسه متوجه غیبت ناگهانی برخی از کارمندان شد.

💡 قررتِ البلديةُ اإلغالق المؤقت لبعض الطرق بسبب الصيانة.

شهرداری تصمیم گرفت به دلیل تعمیرات، برخی از جاده‌ها را موقتاً ببندد.

💡 الحكومة أعلنت دعمًا إضافيًا لبعض عایالت المتضررة من الأزمة.

دولت از حمایت‌های بیشتر برای برخی از خانواده‌های آسیب‌دیده از بحران خبر داد.

💡 ‬هذا األمر‬ ‫عرضهم لبعض االنتقاد وما عاد أحد يكترث‪.

این موضوع آنها را در معرض انتقاد قرار داد و دیگر کسی اهمیتی نداد.

💡 قد يحدثُ غثو لبعض الناس عند السفرِ في البحرِ أو السيارة.

برخی افراد ممکن است هنگام سفر دریایی یا ماشین حالت تهوع را تجربه کنند.

💡 في الاجتماع، كان للآراء المتباينة تأثيرٌ واضح، لأن لكل فريقٍ لبعض بعضهم حججًا مختلفة.

در آن جلسه، نظرات متفاوت تأثیر آشکاری داشت، زیرا هر تیم استدلال‌های متفاوتی برای یکدیگر داشت.

💡 بعد انتهاء العمل، أراد أن اتفر لبعض الوقت بعيداً عن الرسائل والمكالمات.

بعد از اینکه کارش تمام شد، می‌خواست کمی از پیام‌ها و تماس‌ها فاصله بگیرد.

💡 أثناء النقاش العائلي، حاول الجميع احترام لبعض بعضهم حتى لا يتحول الحوار إلى خصام.

در طول بحث خانوادگی، همه سعی می کردند احترام یکدیگر را حفظ کنند تا گفتگو به مشاجره تبدیل نشود.

💡 يعتمد نجاح المشروع أحيانًا على تعاون لبعض بعضهم بدلًا من العمل الفردي.

موفقیت یک پروژه گاهی اوقات به همکاری بین برخی از آنها بستگی دارد تا کار فردی.

💡 احتفظتُ لبعض الوقت بالكتاب لأنني أردت إنهاء قراءته.

من کتاب را مدتی نگه داشتم چون می‌خواستم خواندنش را تمام کنم.

💡 تناقش الباحثون حول معنى العوش في التراث الشعبي لبعض المناطق.

محققان در مورد معنای «الوش» در فرهنگ عامه برخی مناطق بحث کردند.

کلمات مرتبط