لامعة

🌐 براق

«لامعة» صورت مؤنثِ «لامع» است و به معنای «درخشان، براق، تابان» برای اسم‌های مؤنث به کار می‌رود. مثلاً «نجمة لامعة» یعنی «ستاره‌ای درخشان»، یا «فكرة لامعة» یعنی «فکری درخشان و برجسته». این واژه هم در معنای واقعیِ نور و هم در معنای مجازیِ برتری و برجستگی کاربرد دارد.

اسم (noun)

📌 درخشان

📌 درخشش

📌 براقیت

دیکشنری عربی به فارسی

📌 براق

جمله سازی با لامعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترى السائح قطعة جوذاب من السوق الشعبي لأنها كانت لامعة ومناسبة للهدايا.

آن توریست یک قطعه جواهر از بازار محلی خرید زیرا براق بود و برای هدیه دادن مناسب بود.

💡 وضعت المرأة قلادةً لامعة فوق الفستان الأسود.

زن گردنبند براقی را روی لباس مشکی‌اش انداخت.

💡 احب ان تکون الصور لامعة في تقرير العرض حتى تبدو المواد أكثر احترافية وجاذبية.

من دوست دارم تصاویر موجود در گزارش ارائه براق باشند تا مطالب حرفه‌ای‌تر و جذاب‌تر به نظر برسند.

💡 كانت الطاولة مطلية بطبقة لامعة من اللون الأبيض تناسب ديكور الغرفة.

میز با یک لایه براق سفید پوشانده شده بود که با دکوراسیون اتاق هماهنگ بود.

💡 بدت الأرض لامعة بعد أن غمرها المطر.

زمین بعد از خیس شدن از باران، براق به نظر می‌رسید.

💡 اختار المصمم ألواناً لامعة لجعل الغرفة أكثر إشراقاً.

طراح برای ایجاد فضایی روشن‌تر، رنگ‌های روشن را انتخاب کرده است.

کلمات مرتبط