لامر

🌐 برای

«لامر» به‌صورت مستقل در عربی فصیح معمولاً واژه‌ای استاندارد نیست و ممکن است از ترکیب «لـ» + «أمر» ساخته شده باشد، یعنی «برایِ امر / برایِ فرمان / به خاطرِ موضوع». اگر مقصود «الأمر» باشد، معنی آن «کار، فرمان، امر، مسئله» است. اما خودِ «لامر» بدون زمینه، دقیق و قطعی نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفارش

📌 چیز

📌 برای چیزی

📌 فرمان

📌 حکم

📌 ماده

جمله سازی با لامر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استخداموا ما هو مكتوب، لكن لا تذهبوا إلى هناك، انه لامر خطير.

از آنچه نوشته شده استفاده کن، اما به آنجا نرو، خطرناک است.

💡 أصدر القاضي لامر واضحاً بوقف العمل فوراً.

قاضی دستور صریحی مبنی بر توقف فوری کار صادر کرد.

💡 حضر الطبيب لامر عاجل إلى غرفة الطوارئ.

دکتر برای یک مورد اورژانسی به اورژانس آمد.

💡 اسباب الاباحة هي استعمال الحق، والدفاع الشرعي، واستعمال الموظف العام سلطته او تنفيذه لامر تجب طاعته، ورضاء المجني عليه.

دلایل جواز عبارتند از اعمال حق، دفاع مشروع، استفاده از اقتدار توسط یک مقام دولتی یا اجرای دستوری که باید از آن اطاعت شود توسط او و رضایت قربانی.

💡 انه لامر محير كيف ان مثل هذه السمة المشتركة للمجتمع المستعمر هي محل هذا الجدل الحاد.

جای تعجب است که چگونه چنین ویژگی مشترکی از یک جامعه استعمار شده، موضوع چنین بحث داغی است.

💡 كتب الموظف لامر الإداري في نهاية التقرير.

کارمند دستور اداری را در انتهای گزارش نوشت.