لاجله
🌐 به خاطر او
قید (adverb)
📌 برای او
جمله سازی با لاجله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عملَ الطبيبُ ليلًا ونهارًا لاجله لإنقاذِ حياةِ المريضِ.
پزشک شبانه روز برای او کار کرد تا جان بیمار را نجات دهد.
💡 انا حقا سعيده لاجله وكوني أصبحت اما مره اخري ولكن...
من واقعاً برای او و برای مادر شدن دوباره خوشحالم، اما...
💡 حسنا، لا يوجد شيء يمكننا القيام به لاجله على أي حال
خب، در هر صورت کاری از دست ما برنمیاد براش.
💡 تحمّلَ الفريقُ الصعوباتِ لاجله تحقيقِ الفوزِ في البطولة.
این تیم برای رسیدن به قهرمانی، سختیهای زیادی را تحمل کرد.
💡 انه يجمع المالَ في أغلب الأحيان لاجله فهمت
من متوجه هستم که او بیشتر برای این کار پول جمع میکند.
💡 ادّخرتُ المالَ لاجله شراءِ كتابٍ نادرٍ أبحثُ عنه منذُ أشهر.
من پول جمع کردم تا یک کتاب نایاب که ماهها دنبالش بودم را بخرم.