لابن
🌐 ابن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سطل
📌 پسر
جمله سازی با لابن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قدّمَ الطبيبُ تقريرًا لابنِ المريضِ بعدَ انتهاءِ الفحصِ.
پزشک پس از اتمام معاینه، گزارشی به پسر بیمار داد.
💡 لا يمكنه بعد الآن السماح لابن سلمان بأن يصعد إلى العرش.
او دیگر نمیتواند اجازه دهد بن سلمان به تخت سلطنت برسد.
💡 سلّمتُ الهديةَ لابنِ عمّي في حفلةِ التخرّجِ مساءَ أمسِ.
دیشب در جشن فارغ التحصیلی، هدیه را به پسرعمویم دادم.
💡 على الرغم من خطاب الإصلاح الطموح لابن سلمان، ارتفع القمع وانتهاكات حقوق الإنسان في المملكة تحت قيادته.
علیرغم شعارهای اصلاحات بلندپروازانه بن سلمان، سرکوب و نقض حقوق بشر در پادشاهی تحت رهبری او افزایش یافته است.
💡 كان من المــُفتَرَض لابن إبراهيم أن يموت كذبيحة.
قرار بود پسر ابراهیم به عنوان قربانی بمیرد.
💡 ذهبتُ لابنِ الجارِ لأنقلَ إليهِ رسالةً عاجلةً منَ المدرسةِ.
من پیش پسر همسایه رفتم تا یک پیام فوری از مدرسه را به او برسانم.