اخل
🌐 وارد شوید
این نیز واژهای مبهم و احتمالاً ناقص است. در عربی ممکن است به ریشههایی مانند «خلل» یا «خلّ» نزدیک باشد، اما به همین صورتِ نوشتهشده معنای قطعی و شناختهشدهای ندارد و نیاز به متنِ دقیق دارد.
فعل (verb)
📌 ناراحت
📌 اختلال
صفت (adjective)
📌 مختل شده
وجه وصفی (participle)
📌 نقض شده
جمله سازی با اخل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اخل م أعا ماظعام مصفو مؼصيطؾق مألي مطاتب موذكص مؼفوى ماظؽؿابة معوػؾة مأوػواؼةم حؾًا مهلا مأو مإدعاغًا مصقفا
مهمترین امر، تصفیه حساب صورت های مالی، دفاتر، سندی از شرح وظایف و تکالیف آنهاست، چه استحقاق دریافت حقوق کامل را داشته باشند و چه نداشته باشند.
💡 أحياناً نحتاج أن اخل جدولنا من الاجتماعات غير الضرورية لنرتاح قليلاً.
گاهی اوقات لازم است برنامهی خود را از جلسات غیرضروری خالی کنیم تا کمی استراحت کنیم.
💡 طلب الضابط أن اخل المكان بسرعة حفاظاً على سلامة الجميع.
افسر از من خواست که برای حفظ امنیت همه، سریع محل را ترک کنم.