کفه
🌐 کافه
این واژه در عربی میتواند به معنی «کفِ دست»، «سطح پهن»، یا «ترازو / کفه ترازو» باشد. در فارسی اگر به شکل «کفه» نوشته شود، بیشتر همان معنای «کفِ چیزی» یا «کفه ترازو» را تداعی میکند. معنای دقیق باز هم به متن وابسته است.
جمله سازی با کفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استند الطفل إلى كفه حين جلس على الأرض بعد اللعب الطويل.
کودک وقتی بعد از مدت طولانی بازی کردن روی زمین نشست، به کف دستش تکیه داد.
💡 كانت كفه تحمل آثار العمل الشاق، ومع ذلك بقي مبتسمًا وطيب القلب.
کف دستش آثار سختکوشی داشت، با این حال لبخند بر لب و مهربان باقی مانده بود.
💡 رفع كفه إلى السماء يدعو ربه بصدقٍ وإخلاصٍ شديدين.
دست به آسمان بلند کرد و با نهایت اخلاص و ارادت، پروردگارش را دعا نمود.