کرع
🌐 کارا
«كرع» در عربی به معنای آب خوردن با دهان از سطح آب، یا نوشیدن با فروبردن دهان در آب آمده است. در برخی کاربردهای قدیمی، به معنای پا در آب گذاشتن یا وارد آب شدن هم دیده میشود. این واژه در متون کهنتر رایجتر است.
جمله سازی با کرع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعَ المسافرُ كرع هُ قربَ البابِ ثم طلبَ كوبًا من الماءِ الباردِ.
مسافر فنجانش را نزدیک در گذاشت و سپس یک لیوان آب سرد خواست.
💡 سارَ الفلاحُ نحوَ الحقلِ وهوَ يحملُ كرع ًا من الحطبِ ليستخدمَهُ مساءً.
کشاورز در حالی که سطلی از هیزم را برای استفاده در شب حمل میکرد، به سمت مزرعه رفت.
💡 بقيَ كرع صغيرٌ في الزاويةِ بعدَ أن انتهىَ العمالُ من تنظيفِ المكان.
بعد از اینکه کارگران تمیز کردن آنجا را تمام کردند، یک کپه کوچک کود در گوشهای باقی ماند.