کبیرة

🌐 بزرگ

«کبیرة» شکل مؤنثِ «کبیر» است و به معنی «بزرگ»، «عظیم»، «مهم» یا «سالخورده» برای مؤنث به کار می‌رود. این واژه می‌تواند برای یک زن، یک چیز مؤنث‌دانسته‌شده، یا مفهومی مؤنث در زبان عربی استفاده شود. بسته به جمله، بار معنایی آن از «بزرگ» تا «بسیار مهم» تغییر می‌کند.

جمله سازی با کبیرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الخطيب: الأمراء أيها الكرام، إن مسؤوليتكم كبيرة أمام الناس.

واعظ گفت: ای امیران بزرگوار، مسئولیت شما در برابر مردم بسیار است.

💡 شاركَتِ الکشافة في تنظيفِ الحديقةِ العامةِ ضمنَ حملةٍ تطوعيةٍ كبيرة.

پیشاهنگان به عنوان بخشی از یک کمپین داوطلبانه بزرگ، در تمیز کردن پارک عمومی شرکت کردند.

💡 تعمل املراة في شركة كبيرة وتدير قسمًا مهمًا بكل كفاءة.

این زن در یک شرکت بزرگ کار می‌کند و یک بخش مهم را با کارایی عالی مدیریت می‌کند.

💡 ساهمَ العرب قديمًا في العلومِ والطبِّ والفلكِ والفلسفةِ بإنجازاتٍ كبيرة.

اعراب باستان سهم بسزایی در علم، پزشکی، نجوم و فلسفه داشتند.

💡 تعرّضَ الزجاجُ إلى الکس عندما اصطدمتْ به الكرةُ بقوةٍ كبيرة.

وقتی توپ با نیروی زیاد به شیشه برخورد کرد، شیشه آسیب دید.

💡 اليومني شعرتُ بأن الوقت يمرّ بسرعة كبيرة.

امروز احساس کردم زمان خیلی سریع می‌گذرد.

💡 عندَ وجودِ مشكلةٍ كبيرة، اقوم ان أطلبَ المساعدةَ من المختصين.

وقتی مشکل بزرگی پیش می‌آید، از متخصصان کمک می‌گیرم.

💡 جلسَ الطفلُ بجانبِ اهله في الحديقةِ وهو يضحكُ بسعادةٍ كبيرة.

کودک در کنار خانواده‌اش در باغ نشسته بود و از خوشحالی زیاد می‌خندید.

💡 أخبرني صديقي أن اهماا أنهيا العمل بسرعة كبيرة.

دوستم به من گفت که آنها کار را خیلی سریع تمام کردند.

💡 رأيتُ التي المراةَ تسيرُ بسرعةٍ نحوَ محطةِ القطارِ وهي تحملُ حقيبةً كبيرة.

زن را دیدم که با سرعت به سمت ایستگاه قطار می‌رفت و یک کیف بزرگ در دست داشت.

کلمات مرتبط