کبه
🌐 کبه
«کُبَّه» یا «کَبَّه» میتواند به معنای توده، انبوهه، یا پشتهای از چیزها باشد. همچنین از ریشهای میآید که معنای «بر زمین افکندن» یا «وارونه کردن» را هم میرساند. در زبان عربی، بسته به حرکت و ساخت، ممکن است هم به «توده و انباشت» و هم به «به رو انداختن» اشاره کند.
جمله سازی با کبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في السوق، اشترى الأبُ کبه من الخبز الطازج لأولاده.
در بازار، پدر برای فرزندانش یک کبه نان تازه خرید.
💡 وُضِعَتْ کبه ٌ صغيرةٌ من السكر فوق القهوة العربية.
یک گلوله کوچک شکر روی قهوه عربی گذاشته شد.
💡 سقطَ کبه الطعامِ على الأرض قبل أن يصلَ إلى الطاولة.
غذا قبل از اینکه به میز برسد، روی زمین افتاد.