کبل

🌐 کابل

«کَبْل» در عربی به معنای بستن، مهار کردن، یا با طناب و بند محدود کردن است. این واژه می‌تواند به چیزی اشاره کند که به وسیله آن می‌بندند، یا خودِ عملِ مقید کردن و در بند آوردن را برساند. در بعضی متون، به مفهوم پیوند، قید، یا بندی که مانع حرکت می‌شود نیز نزدیک است.

جمله سازی با کبل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشترت الشركةُ کبل اتٍ طويلةً لتوصيل الكاميرات في المبنى.

این شرکت کابل‌های بلندی برای اتصال دوربین‌های ساختمان خریداری کرد.

💡 استخدمَ المهندسُ کبل ًا جديدًا لربط الأجهزة بالشبكة.

مهندس از یک کابل جدید برای اتصال دستگاه‌ها به شبکه استفاده کرد.

💡 انقطعَ کبل الكهرباءِ بسبب العاصفة القوية.

کابل برق به دلیل طوفان شدید قطع شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران