کبکب

🌐 کبب

«کَبْکَبَ» در عربی معمولاً به معنای فرو ریختن، روی هم افتادن، یا یک چیز را به شدت و پشت‌سرهم انداختن است. این واژه اغلب حالت تکرار، انباشته شدن، یا حرکت پیاپی و متراکم را می‌رساند. در برخی کاربردها می‌تواند به معنای تلنبار شدن یا سقوط کردن اجسام به صورت متراکم نیز به کار رود.

جمله سازی با کبکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رتبَ العاملُ الأغراضَ ثم کبکب الصناديقَ قربَ الباب.

کارگر وسایل را مرتب کرد و سپس جعبه‌ها را نزدیک در روی هم چید.

💡 شاهدتُ کبکب الحقائبَ في المخزن بعد انتهاء موسم السفر.

بعد از پایان فصل سفر، کیسه‌ها را دیدم که در انبار روی هم انباشته شده بودند.

💡 في نهاية اليوم، کبکب الطلابُ الكتبَ فوق الطاولة استعدادًا للتنظيف.

در پایان روز، دانش‌آموزان کتاب‌ها را روی میز چیدند تا برای تمیز کردن آماده شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران