کابتن

🌐 کاپیتان

واژه‌ای وام‌گرفته از زبان‌های اروپایی است و در عربی و فارسی به معنای «سُکان‌دار / سرپرست / فرمانده» یا به‌طور رایج «دورگه‌ی ورزشیِ کاپیتان تیم» استعمال می‌شود.

اسم (noun)

📌 کاپیتان

جمله سازی با کابتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استمعَ الجميعُ إلى تعليماتِ کابتن ِ الطائرةِ قبلَ الإقلاعِ بدقائقَ.

چند دقیقه قبل از پرواز، همه به دستورالعمل‌های کاپیتان هواپیما گوش دادند.

💡 دخلَ کابتن ُ الفريقِ إلى الملعبِ وهو يوجّهُ اللاعبينَ بهدوءٍ وثقة.

کاپیتان تیم وارد زمین شد و با آرامش و اعتماد به نفس بازیکنان را هدایت کرد.

💡 صرخَ المشجعونَ: کابتن يا بطلَ المباراةِ، وواصلوا التصفيقَ بحرارةٍ كبيرة.

هواداران فریاد زدند: «کاپیتان، تو قهرمان مسابقه هستی!» و همچنان با شور و شوق تشویق می‌کردند.

💡 قالَ الطفلُ لوالدهِ: کابتن يا من سيقودُ الفريقَ في النهائي؟

کودک از پدرش پرسید: کاپیتان، چه کسی تیم را در فینال رهبری خواهد کرد؟

💡 هتفَ الجمهورُ: کابتن يا، نحنُ نثقُ بكَ في اللحظاتِ الصعبة.

جمعیت فریاد می‌زدند: کاپیتان بله، ما در لحظات سخت به شما اعتماد داریم.

💡 شكرَ الركابُ کابتن َ السفينةِ على احترافيتهِ خلالَ العاصفةِ القويةِ.

مسافران از کاپیتان کشتی به خاطر حرفه‌ای‌گری‌اش در طول طوفان شدید تشکر کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران