قماش

🌐 پارچه

قماش در عربی به معنای «پارچه» یا «منسوجات» است و در برخی لهجه‌ها برای اشاره به جنس پارچه، لباس‌دوزی یا حتی کالاهای پارچه‌ای به کار می‌رود. گاهی هم در زبان محاوره‌ای به‌طور کلی به «لباس» یا «چیزهای پارچه‌ای» اشاره می‌کند. این واژه در فارسی نیز گاهی با همین معنا یا نزدیک به آن به کار رفته است.

اسم (noun)

📌 پارچه

📌 بوم نقاشی

📌 مواد

📌 کتان

📌 نساجی

جمله سازی با قماش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الطبيب قال له: تضغط على الجرح بقطعة قماش نظيفة.

دکتر به او گفت: با یک تکه پارچه تمیز روی زخم را فشار بده.

💡 وقف العامل عند الحوض، ثم فيمص الماء المتسرب بقطعة قماش جافة.

کارگر کنار روشویی ایستاد، سپس آب نشتی را با یک پارچه خشک جمع کرد.

💡 مسحت الموظفة الشاشة بقطعة قماش ناعمة حتى عادت نظيفة ولامعة.

کارمند صفحه نمایش را با یک پارچه نرم پاک کرد تا تمیز و براق شد.

💡 تاوي الرجل الجرح بقطعة قماش نظيفة حتى توقف النزيف.

مرد زخم را با یک تکه پارچه تمیز پوشاند تا خونریزی بند آمد.

💡 قام العامل بـ مسح الطاولة بقطعة قماش نظيفة قبل بدء الطعام.

کارگر قبل از شروع غذا، میز را با یک پارچه تمیز پاک کرد.

💡 غطی الأبُ الصندوقَ بقطعة قماش نظيفة قبل السفر.

پدر قبل از سفر، جعبه را با پارچه‌ای تمیز پوشاند.

کلمات مرتبط