قطعتها
🌐 برش دادم.
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 سفر کرد
جمله سازی با قطعتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قطعتها نظراته املتفحصة لي واخيرا تحدث: رقيقة!
نگاه موشکافانهاش حرفم را قطع کرد و بالاخره به حرف آمد: ظریف!
💡 كان عقد من الذهب بحلية كيوبيد هو قطعتها المفضلة من المجوهرات.
یک گردنبند طلا با آویز کوپید، جواهر مورد علاقه او بود.
💡 ما هي أطول مسافة قطعتها في حياتك برحلة سفر؟
طولانیترین مسافتی که تا حالا تو یه سفر رفتی چقدر بوده؟
💡 وأبعد مسافة قطعتها المروحية بدون هبوط هي 2213 ميل.
طولانیترین مسافتی که این هلیکوپتر بدون فرود طی کرده، ۲۲۱۳ مایل بوده است.
💡 حفظت الأم الوعود التي قطعتها لأطفالها وعملت على الوفاء بها.
مادر به وعدههایی که به فرزندانش داده بود، عمل کرد و برای تحقق آنها تلاش کرد.