قطرات
🌐 قطرهها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قطرهها
📌 قطره
📌 قطره چکان
📌 چلپ چلوپ
📌 نم نم باران
جمله سازی با قطرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علی سقطت قطرات المطر على الزجاج طوال الليل.
تمام شب قطرات باران روی شیشه میریختند.
💡 فحص الطبيب العين بدقة، ثم وصف قطرات مناسبة لعلاج الالتهاب وتقليل الاحمرار.
پزشک چشم را به طور کامل معاینه کرد، سپس قطرههای چشمی مناسب را برای درمان التهاب و کاهش قرمزی تجویز کرد.
💡 لامست قطرات بسيل النافذة فبدت الغرفة أكثر هدوءًا وانتعاشًا.
قطرات باران به شیشه پنجره میخوردند و اتاق را آرامتر و با طراوتتر نشان میدادند.
💡 بقيت و قطرات الماء على الطاولة بعد أن انسكب الكوب.
قطرات آب بعد از ریختن فنجان روی میز باقی ماندند.
💡 يستخدم الطبيب قطرات الأنف لعلاج الاحتقان وتخفيف الألم.
پزشک از قطره بینی برای درمان احتقان و تسکین درد استفاده میکند.
💡 سقطت بعض قطرات الماء من السقف بعد هطول المطر الغزير طوال الليل.
بعد از باران شدیدی که در طول شب باریده بود، قطرات آب از سقف چکه میکردند.
💡 سقطت قطرات المطر على الزجاج فبدت المدينة أكثر جمالًا وهدوءًا.
قطرات باران روی شیشه میافتادند و شهر را زیباتر و آرامتر نشان میدادند.
💡 بعد فتح النافذة، تتساقط قطرات المطر داخل الغرفة.
بعد از باز شدن پنجره، قطرات باران داخل اتاق میریزند.
💡 ظهرت قطرات الندى على أوراق الشجر مع أول ضوء للصباح.
قطرات شبنم با اولین پرتو صبح روی برگها ظاهر شدند.
💡 وضعتُ و قطرات من الدواء في العين حسب تعليمات الطبيب.
طبق دستور پزشک، قطرههای دارو را در چشمم ریختم.
💡 أغار من قطرات المياه التي ستقب ُّل جسمك شبراً شبراً
به قطرات آبی که ذره ذره بدنت را میبوسند حسادت میکنم.