قشط
🌐 تراشیدن
فعل (verb)
📌 کرم
📌 قیچی کردن
📌 کم کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرسری گرفتن
جمله سازی با قشط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ثم قشط الزيت من على السطح واشربه.
سپس روغن را از روی سطح آن بردارید و آن را بنوشید.
💡 عليك قشط الدهون من المرق لخيارات صحية أكثر.
برای گزینههای سالمتر، باید چربی آبگوشت را جدا کنید.
💡 ساعدت الأداة الجديدة في قشط الدهون المتراكمة بسرعة من الإناء.
این ابزار جدید به پاک کردن سریع چربی انباشته شده از ماهیتابه کمک کرد.
💡 قام العامل بـ قشط الطبقة السطحية من الطلاء قبل إعادة الدهان.
کارگر قبل از رنگآمیزی مجدد، لایه سطحی رنگ را تراشید.
💡 يمكنك قشط الأجزاء غير الضرورية من اللقطات الفيديوية.
میتوانید قسمتهای غیرضروری فیلم را حذف کنید.
💡 يحتاج الحرفي إلى قشط بقايا الصدأ عن المعدن بدقة وحذر.
صنعتگر باید با دقت و ظرافت، زنگزدگی باقیمانده را از روی فلز بتراشد.