قسم شرطة
🌐 کلانتری
اسم (noun)
📌 کلانتری
📌 اداره پلیس
📌 حوزه
جمله سازی با قسم شرطة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استقبلَ قسم شرطة المدينةِ عدداً كبيراً من الشكاوى بعد انقطاعِ الكهرباءِ المفاجئِ.
اداره پلیس شهر پس از قطع ناگهانی برق، تعداد زیادی شکایت دریافت کرد.
💡 على الرحب، لكن يوجد قسم شرطة على بعد بضعة شوارع من هنا
خواهش میکنم، اما چند خیابان آن طرفتر یک کلانتری هست.
💡 اتجهَ الرجلُ إلى قسم شرطة الحيِّ ليبلّغَ عن سرقةِ هاتفهِ مساءَ أمسِ.
مرد به کلانتری محل رفت تا گزارش دهد که تلفن همراهش دیشب به سرقت رفته است.
💡 طلبتِ السائحةُ مساعدةَ قسم شرطة المطارِ لأنها أضاعتْ جوازَ سفرِها.
این گردشگر به دلیل گم شدن گذرنامهاش از اداره پلیس فرودگاه درخواست کمک کرد.
💡 في اليوم نفسه، أي 24 فبراير/شباط، توفي عماد العطار أيضاً في قسم شرطة المطرية.
در همان روز، ۲۴ فوریه، عماد العطار نیز در کلانتری مطاریه درگذشت.
💡 إنه أقرب قسم شرطة إلى محلّ إقامتي.
نزدیکترین کلانتری به محل سکونت من است.