للشرطة

🌐 برای پلیس

یعنی «برای پلیس» یا «مربوط به نیروی انتظامی / پلیس». الشرطة به معنی پلیس است و این ترکیب در جاهایی مانند «ماشین پلیس»، «ایستگاه پلیس» یا «اختصاصی برای پلیس» استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پلیس

📌 پلیس‌ها

جمله سازی با للشرطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسلما الشاهدانِ إفادتيهما للشرطة في الصباح الباكر.

دو شاهد، صبح زود اظهارات خود را به پلیس تحویل دادند.

💡 فطفق الرجل يشرح قصته للشرطة بصوتٍ مرتفع وحركةٍ متوترة.

مرد با صدای بلند و حرکات عصبی شروع به توضیح داستانش برای پلیس کرد.

💡 ‬جاء أحد الكهنة و‬ ‫قبض على يوحنا و أسلمه للشرطة فقادوه إلى دار الحاكم

یک کشیش آمد و جان را دستگیر کرد و به پلیس تحویل داد که او را به خانه فرماندار بردند.

💡 رويت تفاصيل الحادث للشرطة حتى تتضح الحقيقة بسرعة وبكل دقة.

جزئیات حادثه به پلیس گزارش شد تا حقیقت به سرعت و به طور دقیق آشکار شود.

💡 تعاون السكانُ مع للشرطة في البحث عن المفقود بعد انقطاع أخباره.

ساکنان پس از قطع شدن خبر مفقود شدن فرد، با پلیس در جستجوی او همکاری کردند.

💡 اتضح للشرطة كان أنه كان حاضرًا في المكان ساعة الحادث.

برای پلیس مشخص شد که او در زمان حادثه در محل حضور داشته است.

💡 وصلت دوريةٌ للشرطة بسرعة إلى مكان الحادث لتنظيم الحركة.

یک گشت پلیس به سرعت برای تنظیم ترافیک در محل حاضر شد.

💡 حاولتُ أن أشرح للشرطة ماحدث کل دون إغفال أي تفصيل مهم.

سعی کردم همه اتفاقات را بدون از قلم انداختن هیچ جزئیات مهمی برای پلیس توضیح دهم.

💡 قدّم التاجرُ البلاغَ للشرطة بعد أن اكتشف سرقة بعض البضائع.

تاجر پس از کشف سرقت مقداری از کالاها، شکایتی را به پلیس ارائه داد.

کلمات مرتبط