اخافه
🌐 من او را ترساندم
این واژه میتواند به معنی «ترساندنِ او» یا «بیمدادنِ او» باشد، بسته به اینکه ضمیرِ «ـه» به چه چیزی برگردد. همچنین ممکن است در برخی بافتها بهصورت اسمِ مصدر یا ترکیبِ فعلی فهم شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او را ترساندند
📌 او را ترساند
📌 او را وحشت زده کرد
📌 من میترسم.
جمله سازی با اخافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقد أحس بشيء مختلف فيك وذلك اخافه لقد سمعت صراخك.
اون یه حس متفاوتی نسبت به تو داشت و همین ترسوندش. صدای جیغت رو شنیدم.
💡 قالَ الطبيبُ إنه لا ينبغي أن اخافه الطفلَ قبلَ الفحصِ.
دکتر گفت که نباید قبل از معاینه بچه را بترسانم.
💡 أحيانًا نحتاجُ أن اخافه الأمرَ قليلًا حتى ننتبهَ إلى الخطورة.
بعضی وقتها لازم است کمی او را بترسانیم تا به خطر توجه کند.
💡 لم يكنْ يريدُ أن اخافه بكلامٍ قاسٍ أمامَ الناس.
او نمیخواست من جلوی مردم با حرفهای تند او را بترسانم.